محمد بن علي بن سليمان الراوندي

18

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

و روم و روس شمشير در دست تركانست و سهم شمشير ايشان در دلها راسخ ، و سلاطين آل سلجوق رحم اللّه الماضين منهم و ابقى الباقين « 1 » چندان تربيت علماى اصحاب بوحنيفه كرده‌اند كه اثر محبّت ايشان در دل پير و جوان مانده است ، و سلطان اعظم سنجر برّد اللّه مضجعه « 1 » در خوراسان و ماوراء النّهر و غزنين چندان تربيت صدور جهان « 2 » و خواجه امام برهان « 3 » كرد كه خطا خان « 4 » كافر چون بر آن ملك مستولى شذ بىايشان ملك نتوانست داشتن ، هنوز اعقاب ايشانرا حاكم و ممكّن دارذ و اگر در همه جهان منصبى از مناصب جز اصحاب بوحنيفه كسى داشتى به زخم شمشير بيرون كردندى و بر اصحاب امام اعظم مقرّر داشتندى ، چنانك سلطان محمّد ماضى قدّس اللّه روحه العزيز چون مسجد جامع اصفهان نظام الملك « 5 » بسبب تعصّب بر اصحاب شافعى مقرّر داشت سرها بفرموذ بريذن و لشكر فرستاذ تا قاضى القضاة صدر صدور جهان ركن الدّين 13 اقرّ اللّه عين الدّين و الاسلام بمكانه « 1 » در آن مسجد خطبه كرد ، و چون بشارت بدان حضرت رسيذ كه نماز كردند كلاه برانداخت و نشاط كرد و صلات و صدقات داذ ، و در جامع همذان همچنان كرد ، و چون رايت دولت و چتر سلطنت و ركاب ميمون و بارگاه همايون و لشكر منصور و جند مظفّر كيخسرو [ ى ] « 6 » بهمذان رسذ همان

--> ( 1 ) ن ا بىحركات ( 2 ) مراد از آن صدر جهان عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز بن مازه و صدر جهان محمّد بن احمد بن عبد العزيز بن مازه و صدر جهان محمّد بن عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز بن مازه كه همه از آل خواجه امام برهان الدّين بخارى حنفى بوده‌اند ( ر ك به حواشى چهار مقاله از ميرزا محمّد قزوينى ص 114 - 120 ) ( 3 ) يعنى امام برهان الدّين عبد العزيز بن مازهء بخارى حنفى كه آل برهان همه به او منسوب‌اند ( ايضا ص 115 ) ( 4 ) مراد ازو گورخان خطائى باشد كه در سنهء 536 ه بر ماوراء النّهر غلبه يافت ( شرح‌حال آن در آ ا بايد ديد در حوادث سنهء 536 ) ، ( 5 ) اين نظام الملك كه اسمش ابو نصر احمد است پسر نظام الملك الشهير ( وزير ملكشاه ) بوده است ، « لقّب القاب ابيه قوام الدّين نظام الملك صدر الاسلام . . . » [ آ ا ج 10 ص 304 ] ( 6 ) « ى » در متن محو شده است